در ادامه طرح وبلاگی نامه ای به سید محمد خاتمی ، طرح دیدار با خاتمی با هدف انعکاس دیدگاه های اهالی وبلاگستان ، آغاز می گردد .
وبلاگ نویسان عزیز می توانند سوالات و نظرات خود را در بخش نظرات وبلاگ خاتمی با ایشان در میان بگذارند .
یا از طریق این لینک ثبت نام نمایند .
تکمله:
دیدار سبز جامعه مجازی با سید محمد خاتمی
:دیدار اهالی اینترنت با سید محمد خاتمی برای نخستین بار و به صورت مجازی برگزار میشود.
محبوب ترین چهره ی سیاسی کشور با شهروندان و فعالین شبکه های اجتماعی مجازی دیدار میکند و به سوالات آنان پیرامون مسائل کشور و انتخابات پاسخ میدهد.
خبرنگاران، مدیران سایت ها، وبلاگنویسان، فعالین شبکه های اجتماعی و دیگر شهروندان مجازی میتوانند با ثبت نام در آدرس های اعلام شده سوالات و نظرات اعلام شده خود را با آقای خاتمی در میان بگذارند.
آدرس اینترنتی ثبت نام عمومی:
http://emeeting.yaari.ir/
آدرس اینترنتی برای ثبت نام وبلاگنویسان :
http://khatami.persianblog.ir
این دیدار روز یکشنبه دهم خرداد از ساعت 18 آغاز میگردد. سریعتر ثبت نام کنید
به تدبیر خاتمی احترام بگذاریم...

نویسنده: ابراهیم رها
آگاهان معتقدند ما در ایران دو چیز زیاد داریم: نفت، آدم طلبکار! نفت را صادر میکنیم، دومیاش مانده روی دستمان. یعنی یک عده قشنگ معطلند برای هر بهانهای طلبکار بشوند. مخصوصا از خاتمی که در جهان هر اتفاقی میافتد، معلوم نیست او چرا عذرخواهی میکند! باور کنید جز سونامی اندونزی، دیگر موردی نمانده که او به خاطرش از مردم عذر نخواسته باشد.
تا چهار روز و هفده دقیقه پیش، ملت همیشه در صحنه، احساس طلبکاری میکرد که عشق قدرت، خاتمی را خفه کرده و او میخواهد رئیس جمهور شود. حالا هم طلب دارند که به رغم این همه جانفشانیهای ما در صندلی میز کارمان، پشت فرمان ماشینمان، توی رختخوابمان یا جلوی مبل مقابل تلویزیونمان، چرا خاتمی انصراف داده!
اما دم سال نو، من میخواهم حرف خودم را بزنم: "بالاخره نمردیم و دیدیم یه مرد پای حرفی که زده وایساد، نزد زیرش. دم شما گرم سید!"
اساسا و اصولا اهالی سیاست و آشنایان با علم پلتیک، برای توجیه حرفهایشان حدودا 17370 دلیل دارند که خلاصهاش میشود: بامبول! یک نفر پیدا شد گفت یا من یا میرحسین، بعد که "یا میرحسین" آمد، "یا من" رفت! گو اینکه وقتی آمد هم برای "یا من" نیامد.
همه این روزها با خاتمی خداحافظی میکنند. من اما از ته اعماقم و بلکه بیشتر میگویم: سلام خاتمی!
من از این به بعد در هر انتخاباتی به خاتمی رای خواهم داد. گمانم اگر بقیه ملت همیشه در یک جایی از صحنه هم همین کار را بکنند، سال 88، سال خداحافظی با خاتمی نیست. سال خداحافظی با کلهر گیسو، شمقدر یوزارسیف، حمید دوربرگردون، صادق تکماده، صفار توپخونه، اسفند صوتی و ... رئیس جمهور عزیز (عزیزها!) و ... (ای عشق، نتوانستم اسم الهام را اضافه کنم، نه نمیتوانم با الهام خداحافظی کنم!) است. باور کنید.
منبع: وبلاگ سر کوچه
نویسنده :
علی زارع - ساعت ۱٠:٠٧ ق.ظ روز یکشنبه ٢ فروردین ۱۳۸۸

به گزارش پایگاه خبری یاری، حجت الاسلام سیدمحمد خاتمی که امام راحل از او به عنوان فرزند فاضل و باتقوای خویش یاد کرده بود، ظهر امروز برای عرض تسلیت به خانواده بزرگوار حضرت امام خمینی(ره) در حسینیه جماران حضور یافت.
وی در جمع خبرنگاران حاضر در حسینیه جماران اظهار داشت:«نقش حاجیه خانم ثقفی را در دوران تبعید حضرت امام خمینی (ره) و پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان یکی از پشتوانه های انقلاب میدانم.»
رئیس دولت اصلاحات گفت:«واقعا احساس میکنیم بار دیگر در ماتم عزای امام خمینی ماتم زده شدهایم.»
وی ابراز امیدواری کرد، خداوند روح بلند حاجیه خانم ثقفی، همسر گرامی حضرت امام (ره) را با اولیائش محشور کند.
سید محمئ خاتمی با بیان اینکه ارتحال همسر حضرت امام مصیبت بزرگی است، خاطر نشان کرد:«ان شاءالله خداوند با لطف خودش جبران کند.»
بسم الله الرحمن الرحیم
برادر عزیز جناب حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی
با سلام پیام دلسوزانه شما را مطالعه کردم و از اظهار لطفی که به این فرزند کوچک مردم و دوست قدیمی خود نموده بودید منفعل شدم. برای سالها به عنوان یک شهروند از این که شخصیت عزیزی چون شما ریاست این جمهوری را بر عهده گرفته است لذت میبردم وبه آن افتخار می کردم. زمانی که نسل نوخاسته تلالو آرمانهای خود را در آن چهره ملاقات میکرد و به هیجان میآمد به همراه آنان خود را جوان میدیدم. این احساس همچنان که هنوز با آنان باقیمانده است با اینجانب نیز هست و ذخیرهای است برای اسلام و انقلاب و سعادتی که مردم ما به راستی مستحق آنند.
بسیار تاسف خوردهام که مخالفان چگونه میتوانند نقشی را که در بزنگاهی خطیر از انقلاب اسلامی برای اصلاحطلبی بر عهده گرفتید نبینند و یا موافقان با امید افزایش مطالبات از تاکید بر دستآوردهای بزرگی که داشتهاید چشمپوشی کنند، تا جایی که فضا برای غفلت از آنها باز شود؛ غفلت نه فقط از کامیابیهای دورانسازی که درکشان به مرور زمان و یا نگاههای عمیق نیاز دارد که حتی حقیقت روشنی چون نقش دولت شما در انشای پیشرفتهای بدست آمده در زمینه انرژی هستهای و یا ارتقای موقعیت جهانی نظام وکشور.
خود میدانید که اینجانب چون شما راه درست را اصلاحات همراه بازگشت به اصول ، و نیز پیرایش و نوزایی در این مسیر تلقی میکنم و اگر مختصات زمانه ایجاب نمیکرد برای تداوم این طریق کسی را مناسبتر از پایهگزار آن نمیدانستم. همچنین و همانگونه که در ملاقات حضوری عرض کردم دقت و صحت برآوردی که از این مختصات دارم را برگشتناپذیر نمیبینم و اگر فارغ از رودربایستیهایی که تاریخ بر ما نخواهد بخشید و ملاحظاتی که در مقایسه با منافع ملی جا دارد نادیده گرفته شوند، رای دوستان و غالب بر همه نظر شما این ارزیابی مرا تایید نکند بر آن اصرار نمیکنم. همچنین فرصت و فسحت مجال را برای اتخاذ بهترین تصمیم و وصول وحدتی که نیروهای همفکر و همسنگر بدون تردید به آن میرسند هنوز گسترده میدانم و تاخیر خود یا شما یا هریک از دیگر دوستان را در خروج از صحنه مفید به شورانگیزتر شدن فضای انتخابات میشناسم.
در عین حال اگر تصمیم شما قطعی است انتظار تمامی مردم ایران و در میانشان اینجانب از تعهد اسلامی و انقلابی که در آن جان عزیز سراغ گرفتهایم این است که نقش شما در تحقق آرمانهایی که پیشارو داریم همچنان ادامه یابد. به ویژه برای توسعۀ جامعه مدنی که دغدغۀ عصری نیروهای فهیم و دلسوز کشور است نیاز به سرمایهگذاریهای جدی چون تلاش و تکاپوی مشخص شماست.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
میر حسین موسوی
"بسم الله الرحمن الرحیم
زادروز همایون حضرت پیامبر بزرگ اسلام (ص) و فرزند والاگهرش حضرت امام صادق (ع) را به ملّت شریف ایران و همه دوستداران حق و فضیلت شادباش می گویم و در آستانه سال نو، روز و روزگاری سرشار از شادابی و پیروزی را برای همه هموطنان عزیزم و همه کسانی که به صلح در جهان و کرامت و حرمت انسان در هر جا باور دارند آرزو می کنم.
سی سال از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی که هزینه ای سنگین برای آن پرداخته شده است می گذرد و ملت بیدار ایران بحرانهای بزرگی را با پیروزی و سرافرازی پشتسر گذاشته است و دست آورد های بزرگ معنوی و مادی او در این دوران کم نیست ولی تا رسیدن به اوج آرمانهای بلند تاریخی خود راه درازی در پیش دارد که به لطف الهی و بیداری و استواری و همت فرزندان دلیرش برای رسیدن به آنها امیدوار است.
بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی حضرت امام(ره) در تبیین نظری و عملی این نظام همواره رأی مردم و حضور فعال و مسؤولانه آنها در صحنه را اصل می خواندند و جریان انتخابات آزاد و سالم در جمهوری اسلامی را به ضرورتی اصیل و غیرقابل خدشه می دانستند.
اینک در آستانه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بار دیگر همه ما ایرانیان در برابر آزمایشی مهم قرار گرفته ایم، آنچه می تواند امید به آینده بهتر را زنده نگهدارد. حضور آگاهانه، مسؤولانه و فراگیر ملت است که هر مانعی را از پیش رو برخواهد داشت و من نیز در هر شرایطی نقش و وضع خود را جدا از نقش و وضع ملت شریف ندانسته و نمی دانم و در تمام دوران مسؤولیت رسمی و پس از آن ضمن تأکید بر آرمانهای والای انقلاب همچنان در راه تقویت جامعه مدنی و تبیین گفتمان اصلاحات در متن جامعه از هیچ کوششی دریغ نکرده و نخواهم کرد.
درخواستهای گستردهی اقشار مختلف و وسیع مردم در سراسر کشور مرا بر آن داشت که با وجود همه مشکلات، تنگناها و موانع به عنوان نامزد این دوره از انتخابات اعلام حضور کنم. در حالی که پیش از آن گفته بودم که ترجیح من چنین است تا در موقعیتی غیر از مسؤولیت ریاست جمهوری دین خود را به مردم و کشور بپردازم و بر این باور بودم که دیگرانی که شایسته اند در عرصه حاضر و فعال باشند. بحمد الله قبل از من بزرگانی اعلام حضور کردند و اینک جناب آقای مهندس میرحسین موسوی هرچند دیر، آمادگی خود را برای نامزدی به طور رسمی اعلام کرده اند.
ضمن سپاس فراوان از همه محبت هایی که از دوستداران اسلام و ایران از جمله احزاب و تشکلهای مختلف و نخبگان و اندیشمندان و هنرمندان و بالاتر از همه از سوی توده های پرشور مردم در سراسر میهن عزیز نصیب من شده است و نشانه این شور پرشکوه را همگان در سفر کوتاه من به استانهای فارس، کهگیلویه و بویراحمد و بوشهر دیدند و بخصوص با تشکر از نسل جوان و بیداردل که شور و شعور تأمل برانگیز خود را بیش از پیش نشان دادند، اعلام می کنم که به یاری پروردگار همچنان و همواره در کنار مردم از عزت اسلامی، عظمت ایران و سربلندی ایرانی در همه حال و در همه جا در حد توان خود دفاع کرده و خواهم کرد. ضمن تأکید بر این نکته که همه ما باید میدان و عرصه انتخابات را از بازیگرانی که چشم به تفرقه نیروهای اصلاح طلب و خواستار تغییر دوخته اند بگیریم و همه تلاش خود را برای برگزاری انتخاباتی آزاد و سالم معطوف کنیم، انصراف خود را از نامزدی در انتخابات دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام می دارم، اما همچنان با همه توان با فعالیت مستمر و حضور در صحنه اجتماع لحظه ای از آرمانهای مردم و مسؤولیت خود در برابر آنان فاصله نخواهم گرفت. در این شرایط حساس و خطیر نکته هایی را یادآور می شوم:
1- حرکت اصلاح طلبانه که تباری روشن و پیشینه ای تاریخی دارد، حرکتی است مستمر که از متن جامعه (نه بالضروره از حکومت و قدرت) می گذرد. آرمانهای این حرکت در افقی قرار دارد که فاصله ما با آن کوتاه نیست، ولی آنچه باید به فوریت به آن اندیشید، ”تغییر سازنده“ در وضعیت کنونی کشور و در روال مدیریت آن است. در عین احترام به همه مسؤولان و دست اندرکاران امور و عرض خسته نباشید به همه آنان، می گویم که شیوه عمل و راهکارها و راهبردها (اگر واقعاً راهبردی وجود داشته باشد!) اکنون منجر به ظهور و بروز مشکلات فراوان و اساسی برای انقلاب، کشور و مردم شده است که رفع آنها نیز همتی بلند و شکیبایی فراوان می طلبد. بنابراین در این برهه حساس اندیشیدن به تغییر و تلاش برای تحقق آن، رسالت و وظیفه همه کسانی است که به ایران، به مردم و خواسته های مبرم آنان و به آرمانهای انقلاب می اندیشیدند.
2- وحدت و پرهیز از تشتت رأی و تصمیم برای همه کسانی که گذر از وضع فعلی و رسیدن به وضعیتی بهتر را باور دارند، امری ضروری و پاس داشت آن مقتضای خرد است.
3- هنگامی که گفتم «یا من یا مهندس موسوی» در عین احترام به همه عزیزانی که در عرصه انتخابات حضور داشته یا خواهند داشت، به این ظرایف نظر داشتم:
اولاً: به اهمیت انتخابات، ضرورت پیروزی در آن، لزوم تغییر وضع فعلی در جهت مصالح کشور و اصلاح در حد توان و امکان، یکپارچگی نیروهای تغییرخواه و پرهیز از مخدوش شدن ضرورت های فوق با طرح گفتمانهای متفاوت، (ولو یکسان در اصول) توجه داشتم و لذا با فرض آمدن جناب آقای موسوی نمی آمدم و حالا نیز نمی مانم.
ثانیاً: جناب آقای مهندس میرحسین موسوی دارای شخصیتی اخلاقی، آزاداندیش، متعهد به اسلام و انقلاب و مردم، از سرمایه های ارزشمندی است که در موقعیت های خطیر و حساس، صداقت و شایستگی خود را در خدمت به کشور و ملت نشان داده اند. همچنانکه برادر گرانقدرم، حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقای کروبی نیز از نیروهای ارزش مدار، رنج کشیده پیش و پس از انقلاب، مخلص و شایسته است که همواره در خدمت مردم و انقلاب بوده اند و همچنین دیگر عزیزانی که آمدن خود به صحنه انتخابات را بزرگوارانه منوط به نیامدن من کردند، همگی بزرگواران شایسته اند.
ثالثاً: بر این باورم که جناب آقای مهندس موسوی، برای ایجاد تغییر در شرایط کنونی شایستگی لازم را دارند، هرچند ممکن است تفاوت ها و تمایزهایی در نظر و عمل وجود داشته باشد، اما مهم آن است که این عزیز نیز به آرمانهای انقلاب و ملت پای بنداند و از حقوق و آزادیهای بنیادین و حاکمیت مردم بر سرنوشت و مصالح ملی و حیثیت بین المللی کشور به جد دفاع کرده و می کنند.
رابعاً: حضور در انتخابات برای پیروزی است، نه یک تفنن پرهزینه و بر این باورم که ایشان زمینه کسب آراء و انتخاب از سوی مردم را دارند، البته در صورتی که همه ما هوشیارانه و واقع بینانه عمل کنیم.
خامساً: آنچه باید بیش و پیش از هر چیز مد نظر باشد، پیروزی اخلاقی است که اگر چنین باشد، نتیجه انتخابات هرچه باشد اخلاق مداران پیروز خواهند بود و شائبه رقابت بر سر قدرت برای من که همواره بر اخلاق تأکید داشته و دارم، امری است که همه تلاش خود را در رفع آن به کار خواهم برد. حال که جناب آقای موسوی به صحنه آمده اند، با اجتناب از هرگونه گفتار یا عملی که موجب تفرقه باشد، نیاز به ایجاد فضای شاداب وحدت و همدلی است. هر عملی که به تشتت آراء و اختلاف نظر خواستاران «تغییر» - در هر جبهه و جناحی که باشند- بیانجامد، در پیشگاه خداوند و نزد مردم قابل گذشت نخواهد بود.
من به حکم وظیفه اخلاقی و برای پرهیز از هرگونه پراکندگی در آراء و با ایمان کامل به توان و مرجعیت مردم که «میزان» رأی آنان است و باید آرائشان در حد امکان به نقطه واحدی سوق داده شود، از صحنه نامزدی انتخابات کنار می کشم تا به یاری خداوند تغییر و بهبود اوضاع بهتر و کم هزینه تر در دسترس قرار گیرد و با این کار می کوشم تا امکان بهره برداری سوء را از کسانی که پیروزی خود را در القاء اختلاف و نیز تشتت آراء در جبهه گسترده خواستاران تغییر می جویند بگیرم.
بر این پایه از همه افراد و شخصیت ها و گروههای فعال در عرصه انتخابات می خواهم با تأکید بر موازین اخلاقی و پرهیز از واکنشهای احساسی راه را بر هرگونه پیش داوری و سوء تفاهم ببندند و چشم اندازی نو برای تأثیرگذاری در سرنوشت انتخابات پیش رو بگشایند.
به برادران عزیزم آقایان کروبی و موسوی نیز صمیمانه عرض می کنم که مدبرانه و دلسوزانه صحنه را با تفاهم چنان مدیریت کنند که خدای ناخواسته به تفرقه و تشتت نیانجامد و می دانم که این عزیزان همه تلاش خود را در این راه به کار خواهند برد، ان شاء الله.
در اینجا بار دیگر از همه بزرگوارانی که به من اظهار لطف کرده و می کنند سپاسگزاری می کنم و به ویژه به جوانان عزیزی که داوطلبانه و بی هیچ چشمداشتی منشاء شوری دل انگیز و تحرکی مؤثر در جامعه شدند عرض می کنم که ما می توانیم در کنار هم و با بهره گیری از فضایی که ان شاء الله بازتر از فضای کنونی خواهد بود، در جهت خواستهای تاریخی ملت و آرمانهای بلند اصلاح طلبانه و برای تقویت ارزشهای اصیل انقلاب و اعتلاء میهن و آزادی و حقوق اساسی ملت و عدالت همه جانبه و بالابردن وجهه و اعتبار مردم ایران در کشور و در منطقه و جهان حرکت کنیم.
ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب"
سیّد محمّد خاتمی
26 اسفند 1387
طی این دو روز زمزمه رفتن خاتمی قوت گرفته ... صرف نظر از اینکه خاتمی امروز برود یا یک ماه دیگر (شاید هم کنار نرود) یک امر بدیهی وجود دارد و آن اینکه خاتمی پیش از این گفته بود آمدن میرحسین موسوی به صحنه انتخابات را بر آمدن خود ترجیح می دهد و یکی از دلایل انصراف وی از نامزدی انتخابات نیز همین مساله است.
با این وجود، ما نه تنها با فاصله گرفتن از اصول اخلاقی خود را محق می دانیم که خاتمی را آماج حملات خود قرار داده و از وی سین جیم کنیم که چرا از صحنه کنار می رود، بلکه به توصیه و دلیل اصلی انصراف وی نیز گوش نمی دهیم و نه تنها حاضر به حمایت از میرحسین موسوی نیستیم بلکه در تخریب بیش از پیش وی نیز می کوشیم !
به راستی چرا به خود اجازه می دهیم به کاندیدایی که کاندیدای مورد نظر ماست و اینچنین او را قبول داریم به خاطر تصمیمش توهین کنیم ؟ و چرا حاضر به پذیرش حرف او نیستیم ؟
چرا سعی نمی کنیم کمی رفتار و منش سیاسی داشته باشیم و بیاموزیم اگر کاندیدای مورد نظر ما به نفع شخص دیگری کنار می رود، اگر واقعا آن کاندیدا (مانند خاتمی) را قبول داریم، پس باید پذیرای این حرف او نیز باشیم.
چرا ما خود را عقل کل می دانیم و تشخیص سیاسی خود را بر تشخیص سیاسی چهره فرهیخته سیاسی مورد پذیرش خود همچون خاتمی بالاتر می دانیم ؟!
واقعا چرا ؟
خاتمی انصراف می دهد؟ یعنی اینبار خودمان با دست خودمان امکان انتخاب خوبتر را نابود می کنیم؟ یعنی اینبار کار شورای نگهبان را خودمان آسان می کنیم؟ یعنی بار هم باید دلمان را به انتخاب بد از میان بدترها خوش کنیم؟ یعنی همۀ شور و شوق به وجود آمده بعد از حضور خاتمی از بین می رود؟ یعنی همۀ شعور دعوت کننده خاتمی به هیچ انگاشته می شود؟ یعنی گفتمان شهید بهشتی با گفتمان مصباح یزدی باهم متفاوتند؟ یعنی همۀ اصلاحات، کروبی؟ یعنی همۀ وجاهت، موسوی؟ یعنی جمع بین این دو را نداریم؟ یعنی باز هم انتخابات، باز هم قهر، باز هم تحریم؟ یعنی چهار یال دیگر معجز هزاره...
خاتمی تنهایت نمی گذاریم. تنهایمان نگذار.
نویسنده :
علی زارع - ساعت ۱٢:٥۳ ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٧
دکتر صادق خرازی در گفتگو با «آینده» از انتشار بیانیه سرنوشتساز خاتمی تا ساعاتی دیگر خبر داد.
این بیانیه که سرنوشت اصلاحطلبان در انتخابات آینده را تعیین میکند، تا چند ساعت دیگر منتشر میشود.
گفتنی است، خاتمی پس از جلسه عصر روز گذشته خود با میرحسین موسوی تصمیم نهایی خود را درباره حضور در صحنه انتخابات را گرفته است و این تصمیم در بیانیه اعلام میشود.
در این جلسه خاتمی، دو گزینه را برای انتخاب به مهندس موسوی پیشنهاد داده بود.

گزینه اول حضور همزمان دو کاندیدا در صحنه انتخابات و انجام سفرهای استانی تا پیش از ثبت نام کاندیداها در 15 اردیبهشت است که براساس این گزینه، قبل از ثبت نام نظرسنجی میان افکار عمومی برای سنجش میزان محبوبیت این دو کاندیدا صورت خواهد گرفت و بر اساس نتیجه نفر دوم به نفع دیگری کنار خواهد رفت.
اما گزینه دوم به معنای حضور قطعی میرحسین موسوی در انتخابات بدون در نظر گرفتن میزان محبوبیت اوست و خاتمی اظهار کرده که اگر موسوی در هر شرایطی اصرار به کاندیداتوری دارد، هم اکنون به نفع وی انصراف می دهد.
به قلم : دکتر مجتبی امیری
تا چندی پیش سخن بر سر این بود که «چه کسی میآید» و اکنون که آنها که باید میآمدند، آمدهاند، آنچه در دل و جان برخی خلجان میکند و در مراودات بر زبانها جاریست، این است که: «چه کسی میماند؟» شیوه مواجهه افراد با این وضعیت متفاوت است و چند رویکرد به قضیه وجود دارد که در اظهارنظرهای رسمی و غیررسمی افراد و گروههای سیاسی قابل ملاحظه است؛ برخی از منظر داوری و «علی سبیل
الاستعلا» سخن به زبان میرانند و حکم به رفتن و کنار کشیدن این یا آن میدهند و برخی با فضاسازی و واداشتن این یا آن میخواهند یکی را به ترک میدان وا دارند؛ برخی دیگر به تماشا ایستاده و شاید به این میاندیشند که «از هر طرف که کشته شود خیر ما در اوست» و «اگر هر دو نیز بمانند باز خیر ما در اوست»؛ از این رو گرم نگاه داشتن بازار حذف یا ماندگاری هر دو را مطلوب و شایسته و بایسته شرایط کنونی میدانند و در این میان گروهی نیز بر این باورند که «دو عاقل را نباشد کین و پیکار»؛ از این رو به نظر میرسد که بهتر است به جای جلو افتادن از آنان و واداشتن آنها به تصمیمات و موضعگیریهای نابجا و در نتیجه ایجاد فضایی که نه از سوی آنان قابل مدیریت است و نه دیگران و آنها که آن شرایط را پدید آوردهاند، خردمندانه اندیشید و فضا را متشنج و احساسی و عاری از عقل و اخلاق نکرد تا با حاکمیت این دو به آنچه صلاح و مصلحت است، نایل آمده و خدای ناکرده خطاهای گذشته را تکرار نکرد و از یک سوراخ دوبار گزیده نشد و کوتاه سخن آنکه از این «سرمایههای جامعه» محافظت کرد و آنها را به مقابلههای ناسودمند و مخرب نکشاند؛ زیرا همواره باید بدانیم که «از پس امروز نیز بود فردایی».
نویسنده :
علی زارع - ساعت ۱۱:۳٦ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٧
یکی از بارزترین ویژگی های سیدمحمدخاتمی اخلاق گرا بودن وی است و
همواره بعضی نقدهایی که متوجه وی بوده به خاطر پایبندی بیش از اندازه به مسائل اخلاقی و دوری از سیاست (به معنای رفتار در تضاد با اخلاق) بوده است.
حال چگونه است که ما به عنوان طرفداران خاتمی خود را مقید به پیروی از وی در این زمینه نمی دانیم و آنچنان در مخالفت با دیگران می کوشیم که گویی دشمنی دیرین داریم ؟!
از نظر من خاتمی بهترین گزینه برای انتخاب شدن در دهمین انتخابات ریا
ست جمهوری سال 88 است، اما این دلیل نمی شود که با دیگر کاندیداهای در صحنه، به خصوص کاندیداهای مورد حمایت طیف اصلاحات (مهندس میرحسین موسوی و شیخ مهدی کروبی) مخالفت کنم، چه اینکه هر یک از این بزرگواران ظرفیت ها و توانایی های خاص و منحصر به فرد خود را دارند و در واقع اگر چه شاید در سه راه مختلف قرار گرفته اند، اما این سه راه همگی به یک مقصد منتهی می شوند.
بی تردید شرایط امروز با چهار سال پیش متفاوت است. پیش از انتخابات دولت تهم تصور انتخاب احمدی نژاد سخت بود ولی امروز آن تصور بعید اتفاق افتاده و عملکرد آن حیرت انگیز تر از تصور ظهورش، رخ داده است و شاهد نتیجه عملکرد وی و یاران و حامیان اصولگرایان نیز هستیم. میرحسین نیز چون خاتمی و کروبی آمده است تا سیاست ها و تصمیمات احمدی نژاد نباشد.
کاندیداهای اصلاح طلب امکان اجماع دارند و حضور هم زمان شان در انتخابات به افزایش رای احمدی نژاد منجر نمیشود.
نویسنده :
علی زارع - ساعت ۱٠:۳٠ ق.ظ روز چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٧
اگر چه حضور خاتمی باعث آمدن شور و هیجان به انتخابات گردید و امید به قلب جوانان بازگشت،اما امروز در لحظاتی از تاریخ ایستاده ایم که شاید سید اصلاحات جایگاه را بر خود تنگ می بیند.
هنوز دیرگاهی از زمزمه های اختلاف در میان اصول گرایان نگذشته است و زمزمه های گذر از احمدی نژاد را فراموش نکرده ایم، اما آنچه این مشکل را موقتا حل کرد کینه ای بود که در فلب این گروه از سید ما ریشه دونده بود.
اما امروز وضع به گونه ای دیگر است، از یک سو ماندن سید یعنی اتحاد جناح مقابل بر احمدی نژاد و از دیگر ما شاهد سه نامزد انتخاباتی در جناح اصلاحات هستیم که این امر در ظاهر سبب تضعیف اصلاحات است . حال چه باید کرد؟ به ظاهر آنچه در سر سید ما می گذرد این است که با رفتن خود این دو مشکل را حل کند زیرا او خوب می فهمد کشور در چه وضع دشواری است و آنچه اصالت دارد نجات از این بحران است و نباید با شکست در انتخابات اصلاحات را نیز با تزلزل مواجه کرد.
شاید این گونه فکر می کند که برود و میر حسین بمتند تا از یک سو اصول گرایان از این اتحاد به محتوا نجات یابند و از دیگر سو میر حسینی بماند که هم رای یاران خاتمی را دارد و هم ری اصول گرایان با تقوا.
در هر حال امیدواریم آنچه اتفاق می افتد به نفع مردم باشد...